«قل هذه سبيلى ادعوا الى اللَّه على بصيرة انا و من اتّبعنى»
بصیرت
... اگر بصيرت نبود، انسان ولو با نيت خوب
، گاهى در راه بد قدم ميگذارد. شما در جبههى جنگ اگر راه را بلد نباشيد، اگر نقشهخوانى بلد نباشيد، اگر قطبنما در اختيار نداشته باشيد، يك وقت نگاه ميكنيد مىبينيد در محاصرهى دشمن قرار گرفتهايد؛ راه را عوضى آمدهايد، دشمن بر شما مسلط ميشود. اين قطبنما همان بصيرت است.
در زندگىِ پيچيدهى اجتماعىِ امروز، بدون بصيرت نميشود حركت كرد. جوانها بايد فكر كنند، بينديشند، بصيرت خودشان را افزايش بدهند. معلمان روحانى، متعهدان موجود در جامعهى ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهى و حوزوى، بايد به مسئلهى بصيرت اهميت بدهند؛ بصيرت در هدف، بصيرت در وسيله، بصيرت در شناخت دشمن، بصيرت در شناخت موانع راه، بصيرت در شناخت راههاى جلوگيرى از اين موانع و برداشتن اين موانع؛ اين بصيرتها لازم است.
وقتى بصيرت بود، آنوقت شما ميدانيد با كِى طرفيد، ابزار لازم را با خودتان برميداريد. يك روز شما ميخواهيد تو خيابان قدم بزنيد، خوب، با لباس معمولى، با يك دمپائى هم ميشود رفت تو خيابان قدم زد؛ اما يك روز ميخواهيد برويد قلهى دماوند را فتح كنيد، او ديگر تجهيزات خودش را ميخواهد.
بصيرت يعنى اينكه بدانيد چه ميخواهيد، تا بدانيد چه بايد با خودتان داشته باشيد.
هرچه ميتوانيد در افزايش بصيرت خود، در عمق بخشيدن به بصيرت خود، تلاش كنيد و نگذاريد، نگذاريد دشمنان از بىبصيرتى ما استفاده كنند؛ دشمن به شكل دوست جلوه كند، حقيقت به شكل باطل و باطل در لباس حقيقت.
اميرالمؤمنين در يك خطبهاى از جملهى مهمترين مشكلات جامعه همين را ميشمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع يخالف فيها كتاب اللَّه».(4) در همين خطبه، اميرالمؤمنين ميفرمايد: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشكار و ظاهر بشود، كسى نميتواند زبان عليه حق باز كند. اگر باطل هم خودش را به طور آشكار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان». آن كسانى كه مردم را ميخواهند گمراه بكنند، باطل را به صورت خالص نمىآورند؛ باطل و حق را آميخته ميكنند، ممزوج ميكنند،
آن وقت نتيجه اين ميشود كه «فهنالك يستولى الشّيطان على اوليائه»؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه ميشود. اين است كه بصيرت ميشود اولين وظيفهى ما. نگذاريم حق و باطل مشتبه بشود.
وحدت
هرگونه وحدت با هر كسي مطلوب نيست،
بلكه زماني وحدت ارزش دارد كه براساس حق، باعث پيشرفت حق و در جهت رسيدن به هدف مقدسي باشد
اگر منظور از وحدت، وحدت در فكر و عقيده باشد. نبايد براي دستيابي به وحدت از اعتقادات حق دست برداشت، چرا كه مطلوبيت وحدت به حق بودن محور آن است و حق نبايد فداي وحدت شود. به هدف مقدسي باشد.
هر عاقلي ميداند كه تفرقه و اختلاف موجب هدر رفتن نيروها و فشل شدن جامعه ميشود. اما حقيقت چگونگي حصول اتحاد و محور وحدت از جمله مسائلي است كه بايد از آن ابهامزدايي شود.


انّ الراحل الیک قریبُ المسافة
حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کاری نکرده (یعنی حق روزه را ادا نکرده) هر گاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.
حضرت آقا :
ما در طول سال و در مسیر طولانی حرکت خودمان در چالش با هواهای نفسانی، با گناهان، با فضاهای تاریکی که خودمان به دست خودمان به وجود میآوریم، با مشکلاتی مواجه میشویم. گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلافها و گناههای خود احاطه میشویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعهیی است که حرکت در آن قطعه آسان است؛ مثل این است که در این راه دشواری که میخواهید به محلی یا به شهری برسید، گاهی مجبورید پیاده راه را طی کنید؛ گاهی مجبورید از آب بگذرید؛
گاهی مجبورید از باتلاق بگذرید؛ یک جا هم میرسید به فرودگاهی که هواپیمای مجهزی آماده است تا شما را بی دردسر و با خیال راحت و پس از طی مسیر طولانی به مقصد برساند. آغاز ماه رمضان، رسیدن به همین فرودگاه است. خدای متعال راه را در ماه رمضان هموار کرده است و فضا را در ماه رمضان، فضای خالی از معارض قرار داده است. این روزهیی که شما میگیرید، نفس و هواهای نفسانی را به زنجیر میکشد؛ این عبادتها، این دعاها، این خشوعها، این ذکرها و این لیلة القدر همان وسایل همواری است که شما را فرسنگها جلو میبرد؛ راهی را که در طول سال و در ماههای دیگر گاهی یک متر یک متر باید طی کنیم، میتوانیم اگر همت کنیم و اگر خودمان را برسانیم، در ماه رمضان این راه را فرسنگ فرسنگ طی کنیم؛ لذاست که شما میبینید اولیای خدا از مژده رسیدن ماه رمضان خرسند میشدند و از فراق ماه رمضان اشکهایشان سرازیر میشد.
«واعلم انّک للرّاجی بموضع اجابةٍ و للملهوفین بمرصد اغاثةٍ و انّ فی اللّهف الی جودک و الرضا بقضائک عوضاً من منع الباخلین و مندوحةً عمّا فی ایدی المستأثرین و انّ الراحل الیک قریبُ المسافة و انک لا تحتجب عن خلقك الاّ ان تحجبهم الاعمال دونک.»(مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی) فرد دعا خوان و ثناگو، عرض میکند: «ای خدای من! من امید به تو را بر امید به غیر تو ترجیح دادم. پناه آوردن به تو را جایگزین پناه بردن به دیگران کردم و میدانم اگر کسی به سوی تو بیاید، راه نزدیک است...
پیامبر اعظم صل الله علیه و اله و سلم
با تشنگي و گرسنگي خود در آن، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران خود صدقه بدهيد؛ بزرگان خود را در آن احترام كنيد؛ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهيد و صله رحم بجا آوريد. زبانهاي خود را حفظ كرده، ديدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نيست، نگهداريد.
یاشب افغان شبی یا سحر آه سحری
می کند زین دو یکی بردل جانان اثری


برخی به ما میگویند، چگونه با چنین یقین و اطمینانی سخن میگویی؟ من میگویم با ایمان به خدا و توکل به او و در قدم بعدی با تکیه بر شرافتمندترین مردم و رجالالله امکان ندارد که احساس شکست کنیم. هر کسی که ملتی فداکار و ثابتقدم مانند ما داشته باشد و کسی که چنین مردان مقاومی داشته باشد؛ چرا باید از آینده نگران باشد؟
ظرف هفتههای گذشته برخی بر احتمال سقوط نظام جمهوری اسلامی تکیه کردند که این تنها توهمی بیش نیست. ایران با مردم و ملت خود در شرایطی که رهبری به درایت و ذکاوت و روحانیت امام سید علی خامنهای دارد، از بحران خود با قدرت بیشتری خارج شده و این قدرت بیشتر نیز خواهد شد.
من به شما ملت خود در لبنان و فلسطین و عراق و منطقه میگویم که قدرت ما در وحدت ما نهفته است. قدرت ما در اراده ما و ایمان و یقین و اطمینان ما نهفته است».
ادامه یادداشت...

ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.
ديروز، انگار بار ديگر علي(ع) بود كه به خطبه ايستاده بود،
اما نه در كوفه و در ميان مردمي كه قدر او را نمي شناختند و به روز حادثه تنهايش مي گذاشتند،
بلكه در تهران، ام القراي كنوني جهان اسلام و در حلقه توده هاي بهم فشرده و عظيم ملتي كه در اجراي فرمان ولي خدا سر از پا نمي شناسند، از «بايد»ها كه مي گفت، ملت با تكبيرهاي بلند و برخاسته از ژرفاي دل با او همدلي مي كردند؛ به اين نشان كه اي ولي خدا! «از تو به يك اشاره و از ما به سر دويدن» و نوبت به «نبايد»ها كه مي رسيد، خروش مردم، سقف آسمان را مي شكافت كه «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند». وقتي با مراد غايب - كه خود سايه اوست- به نجوا ايستاد، بغض جمعيت تركيد، دعا و اشك به هم آميخت كه «تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد»... نسيمي وزيدن گرفت، گويي به نوازش آقا آمده بود و ابري به بارش آمد و همراه با جماعت گريست... بغض آسمان هم تركيده بود... كلام آقا، ولي مثل هميشه فصل الخطاب بود و غير از بخش پاياني آن، همه شيرين و روح نواز...

ادامه یادداشت...

خشت كج
1- «بنده بر روی اصول و ارزشهای خود میایستم و اینگونه نیست كه خط قرمزی بكشم و افراد را گروه گروه و دسته دسته به مخالفت خود، نظام، حكومت و اسلام تبدیل كنم و بارها اعلام كردهام كه بنده اصلاحطلبی هستم كه دائم به اصول رجوع میكنم.... بزرگترین مشكل زمانی پیش میآید كه ما با خودی و غیر خودی دانستن مسائل و ظواهر سبب افتراق در این حوزه شویم.... امروز وبلاگ برای حمایت از ما تشكیل شده است اما برخی از سایت آنها به ساختارشكنی و بیان حرفهای تند روی آوردهاند كه بنده از این افراد و سایتها دوری میكنم.»
2- «... نظارت استصوابی را در اوایل انقلاب نداشتیم...»
3- «... آیا یك گشت امنیتی میتواند جوانان ما را حفظ كند... نباید اینقدر نسبت به جوانان بدبین بود بنده این طرح را در صورت انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور جمعآوری خواهم كرد.»
4-«... این چه نوع آشكارسازی است و بنده به عنوان مرید امام به شما میگویم كه اگر به ایشان معتقد هستید به حرفهای حضرت امام توجه كنید...»
و اما در این مجال به اختصار فقط به سخن اول و دوم كه به همدیگر مرتبطند یعنی «خط قرمز نكشیدن» و «دسته دسته نكردن» و «به مخالف خود» و «مخالف نظام و مخالف حكومت» و «مخالف اسلام» تبدیل نكردن و «خودی و غیرخودی ندانستن» میپردازم گو این كه خود آقای میرحسین موسوی در این مصاحبه سایتهای طرفدار خود را به ساختارشكن و غیرش تقسیم نمود و از آنها دوری جست كه با گفتههای دیگرش تضاد دارد. یعنی اگر قائل به تفكیك نیستید چرا نمودید؟ اما توصیه میكنم تفكیككننده با ملاك واقعی باشید و اصول خود را از امام بگیرید كه توصیه نموده كه نااهلان و نامحرمان را شناسایی كرده و از تحویل انقلاب به آنان تحذیر فرمودهاند. آری برادر، بحث «خودی و غیرخودی» اگرچه بظاهر اصطلاح جدیدی بنظر میرسد اما از جهت مفهوم و محتوا و جایگاه همزاد با ادیان الهی است تمامی انبیاء الهی و نبی مكرم اسلام و ائمه معصومین (ع) گرفتار دو گروه بودهاند. كفار یعنی دشمنان مسیر خدا، و كفارنمایان یعنی غیرخودیهای خودینما، دستهبندی كافر و مؤمن و منافق در قرآن و «ناكثین»، «قاسطین» و «مارقین» در نهجالبلاغه و تعابیری چون «مِنّا» و «لیس منّا» و دستورات فراوان در برخورد با دشمن و شناخت آنان یعنی «تولّی» و «تبّری» و... جدید نبوده است و همین مبنا را امام راحل برای جهانیان، بازشناسی نمود و اسلام آمریكایی و اسلام ناب محمدی را تبیین نمود. كه من و امثال آقای میرحسین موسوی به اشتباه همه افراد را خودی ندانیم و احتمال بدهیم اسلام آمریكایی بدون مصداق نبوده است.
برادر گرامی مگر فراموش نمودهاید كه در دولت شما توسط وزیر كشورتان از حضور غیرخودیها در سرنوشت كشور استفسار شد و آن پیر روشن ضمیر و مراد خودیها اینگونه دستهبندی نموده و فرمود: «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند، و ضرر آنها، به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند كرد و نیز با دخالت بیمورد در تفسیر قرآن كریم و احادیث شریفه و تأویلهای جاهلانه موجب فساد عظیم ممكن است بشوند، از ضرر گروهكهای دیگر، حتی منافقین، این فرزندان عزیز مهندس بازرگان بیشتر و بالاتر است...)(صحیفه امام، ج 20، ص 481)
برادر، امروز مسأله اصلی مشخص شدن مرز نیروهای وفادار به نظام اسلامی و عناصر مخالف اصل نظام و تشخیص صحیح این مرزبندی است، امروز دشمن شفافتر از ابتدای انقلاب ولی پیچیدهتر وارد شده است و در بین صفوف و اقشار مختلف با ظاهر اسلامی و قیافههای حق به جانب یاریگیری نموده است، سید بزرگوار به قول خودتان «اگر به امام معتقد هستید به حرفهای حضرت امام توجه كنید.» آن بزرگوار برای دوستی خود با افراد مختلف و درستی راه آنان ملاك قرار داده است و به من و شما ابلاغ نموده كه «من بارها اعلام كردهام كه با هیچكس در هر مرتبهای كه باشد عقد اخوت نبستهام. چهارچوب دوستی من در دوستی راه هر فرد نهفته است.» یعنی اگر راه او كج شد غیرخودی و غیر امامی است. آن فرزانه یگانه دوران فرمودهاند «ما باید مدافع افرادی باشیم كه منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت كسانی باشیم كه پروندههای همكاری آنان با آمریكا از لانه جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ كسانی كه از منافقین و لیبرالها دفاع میكنند، پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهی ندارند، اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده كه بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند، از این حركات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند كرد... من در طول نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلامنمایی بعضی افراد ذكری از آنان كرده و تمجیدی نمودهام كه بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شدهام.
آن تمجیدها در حالی بود كه خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار مینمایاند و نباید از آن مسائل سوءاستفاده شود و میزان در هر كس حال فعلی اوست... (صفحه نور، ج 21) مناسب است به نمونهای از تبیین روشنگریهای خط امام راحل در تعریف خودی و غیرخودی توسط جانشین صالح و سكاندار كشتی انقلاب حضرت آیتالله خامنهای دام عزه كه در خطبههای نماز جمعه هشتم مرداد سال هشتاد و هفت ارائه فرمودند توجه شود معظمله فرمودند: «خودی كیست؟ خودی آن است كه دلش برای اسلام میتپد، دلش برای انقلاب میتپد، به امام ارادت دارد، برای مردم به صورت حقیقی نه ادعایی احترام قائل است. غیر خودی كیست؟ غیر خودی كسی است كه دستورش را از بیگانه میگیرد، دلش برای بیگانه میتپد، دلش برای برگشتن آمریكا میتپد، غیر خودی آن كسی است كه از اوایل انقلاب در فكر ایجاد رابطه دوستانه با آمریكا بود، به امام اهانت میكرد، ناراحت نمیشد، اما اگر كسی به دشمنان بیرون از مرزها یا همدستان آنها اهانت میكرد ناراحت میشد، اینها غریبهاند، اسمشان چیست، هرچه میباشد... هركس این طور باشد غریبه است.»
برادر گرامی حال نمونههایی از حرفهای بیپایه و التقاطی یادآوری میشود.
1- روزنامه پیام آزادی، شماره 1. «... از منظر علم سیاست و جامعهشناسی، بحث تحت عنوان خودی و غیر خودی در حقیقت من درآوردی است زیرا اساس و پایه آن روی هواست.»
2- روزنامه نشاط شماره 141. «تقسیمبندی جامعه به دو دسته خودی و غیرخودی نه تنها به حال ملت و مملكت زیانبار است، بلكه تقسیمی است غیر علمی، غیر اخلاقی، غیر انسانی و غیر عادلانه، این تقسیمبندی، باقیمانده از جهان پیشامدن است.»
3- روزنامه فتح شماره 26. «كلمه خودی و غیر خودی در فرهنگ سیاسی جامعه ما یك واژه مندرآوردی است و جایگاه درستی ندارد.»
اشتباه نشود این كلمات سخیف در زمان سیدمحمد خاتمی و وزارت ارشاد آن دلداده به بیگانه چاپ شد و اما آخرین سخن من هدیهای به تمامی نامزدهای این انتخابات است و آن هشدار حضرت امام رحمتالله علیه به بنیصدر یكی از نامزدهای ریاست جمهوری اول انقلاب است كه فرمودهاند: «كراراً من گفتم كه بیا برو از این گروهكهای فاسد، از این منافقین برّی كن، حیثیت خود را از دست مده، بیا برو در ملاء عام و اینها را از خود بران، اینها تو را به تباهی میكشند و این گروهكهایی كه در اطراف تو جمع شدهاند. الا بعضی معدود آنها همه گرگهایی هستند كه میخواهند تو را به تباهی بكشند، اینها را از خود بران و این كه نتوانست بفهمد اسلام یعنی چه، و كشور اسلامی یعنی چه، و ملت اسلام یعنی چه... این خودش را به تباهی كشاند.» (صحیفه نور، ج 15، ص30)
سید بزرگوار من گفته شما در توجه به گفتمان امام را قدر دانسته و استدعا به تبلیغ آن دارم.
خشت اول چون نهد معمار كج تا ثریا میرود دیوار كج

مفتقرا متاب روی از در او به هیچ سوی زانکه مس وجود را فضه او طلا کند
رسول اكرم رو به سوى على كرد و فرمود: يا على، بدرستيكه فاطمه پارهى تن و جان من است؛ اوست نور چشم من و ميوهى قلب من؛ آنچه زهرا را ناپسند آيد، مرا نيز ناپسند است؛
و آنچه او را مسرور كند، مرا هم شاد و خرسند مىنمايد. او نخستين كسى است كه از خاندانم به من خواهد پيوست. يا على بعد از من، تا توانى به او نيكى كن... سپس پيامبر اكرم اين چنين دعا نمودند: بارالها، من تو را گواه مىگيرم، كه دوست مىدارم آن كسى را كه اينان را دوست بدارد و دشمن مىدارم شخصى را كه با اينان دشمنى كند؛ هر فردى با اينان از در صلح و آشتى درآيد، من هم با او در سلم و صفا خواهم بود؛ و هر كس كه با اين چهار تن در جنگ باشد من نيز با او در ستيزم؛ من دشمن كسانى هستم كه با اينان دشمنى كند، و دوست كسانى هستم كه آنان را دوست بدارد».
لفظ طیار تو معراج برد معنی را
اشک چشمان تو میخانه کند دنیا را
تکیه بر کعبه بزن سر بده آواز ظهور
چون که این کار تو خوشحال کند زهرا را
آن که در قدرت تو رفتن امروز نهاد
داد بر قبضه ی تو آمدن فردا را
کعبه را شوق طواف تو نگهداشته است
ورنه ریگ است و بگردد همه صحرا را
هرکه زنده است به خورشید سلامم ببرد
ما که مردیم و ندیدیم به خود گرما را
ای عطش تشنگی کوزه به دریا برسان
یک نفر یک خبر از ما بدهد دریا را
شیخ رضا جعفری

ادامه یادداشت...

خبرگزاري فارس: جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در ارتباط با رويكردها و عملكرد موسوي گزارشي منتشر كرد. اين گزارش حاوي شكست سياست هاي دولتي كردن امور، ارزيابي پايبندي موسوي به گردش آزاد اطلاعات، وضعيت اقتصادي دوره ميرحسين مي باشد.
ادامه یادداشت...

فرشتهای بر روی خاک
آیتالله العظمى بهجت (ره) از مفاخر عصر ما بودند و کسانى که کمابیش با ایشان آشنا بودند میدانند که ایشان در یک اوج اعلا در علم و معنوّیت قرار داشتند. بنده معتقدم که آقاى بهجت در علم و معنوّیت نظیر نداشت. به تعبیر دیگر، ایشان فرشته روى زمین بودند و از برکات وجود ایشان بسیاری فیض بردند.
ایشان در طفولیت هم معنوّیت را احساس میکرده است و از جوانى اهل سیر و سلوک بودند. یکى از دوستان ایشان که با هم به درس آقاى قاضى میرفتند، میگفت: «یک روز آقاى قاضى به موقع سر درس حاضر نمیشود، آقاى بهجت میگوید: ایشان حالشان خوب نیست، و یکایک حالات او را از خانه تا به درس را بیان میکند. وقتى آقاى قاضى وارد محل درس میشوند، طرف آقاى بهجت میروند و میفرمایند: «امروز شیرین کارى کردى!»؛
لذا باید از ایشان استفاده میشد و فقط در جوار ایشان بودن کفایت نمیکرد. حضرت آیتالله بهاءالدینى (قدس سره) میفرمودند: به آقاى بهجت گفتم: «شما بیرون بیا» یعنى بروز کن، شما براى حوزه خوب هستى ایشان در جواب گفته بود: «من معذورم.»
اساساً هر کس بیشتر موحّد باشد اخلاقش هم بهتر خواهد بود و گرامیترین افراد نزد خداوند باتقواترین آنان میباشد که: (وَ اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقیکُمْ) و آقاى بهجت این گونه بود و به قول علاّمه طباطبایى (قدس سره) ایشان عبد صالح بودند. همیشه به طلاّب و ارادتمندان آقا توصیه میکردم ایشان را اذیت نکنند فقط از دور تماشا کنند و از ایشان تقاضاى دعا کنند یک کلام ایشان داشت و آن اینکه معصیت نکنید، آن را گوش کنند که درس اوّل تا آخر همین است.
این گونه بزرگان اهل کیاستند و «اَلْمُؤْمِنُ یَنْظُرُ بِنُورِاللّهِ» و به روح سیاست آشنا و اگر به این عوالم توجّه کنند از همه بیشتر میفهمند.
در اوایل ارتباط با آیتالله بهجت، مشکلات عدیدهاى داشتم. با ایشان در میان گذاشتم، فرمودند: «معوذَتَیْنِ»بخوانید. به دستور ایشان مشغول شدم، تا رسیدن به منزل دیدم مشکلاتم برطرف شده است.
آیتالله محمود امجد

بسم الله الرحمن الرحيم
دلايل اصولگرايان براي حمايت از احمدي نژاد
20دليل براي حمايت از احمدي نژاد
نويسنده: امير علي فاطمي
همگرايي و توافق نهايي اصولگرايان در حمايت از محموداحمدينژاد محصول حداقل يك سال كار كارشناسي و بررسي هاي علمي و دقيق است. ارزيابي پايگاه اجتماعي رئيس جمهور در مقاطع مختلف، نحوه تعامل احمدي نژاد با مقام معظم رهبري و استعداد زايد الوصف وي در جلب پشتيباني و حمايت هاي ايشان، كارآمدي دولت و پاسخگويي به مطالبات عمومي، ارتباط با دهك هاي پاييني و مستضعف جامعه، دفاع از اقتدار و عزت ملت ايران در عرصه هاي بين المللي و... جملگي در يك كاسه شدن مواضع سه ضلع مطرح اصولگرا در حمايت از محمود احمدي نژاد تاثير فراواني داشته است.
شايد بتوان در يك عكس فوري دلايل حمايت اصولگرايان را در 20گزاره ذيل هر چند ناقص خلاصه كرد:
-1 ولايت پذيري و تائيدات پي در پي مقام معظم رهبري از عملكرد دولت
-2 گفتمان دولت، گفتمان انقلاب
-3 دفاع از اقتدار ملت و دولت اسلامي در برابر تهديدات و زيادهخواهي هاي اروپا و آمريكا
4 - خدمت صادقانه به مردم بويژه محرومين و مستضعفين
5 - ورود رسمي به باشگاه هسته اي جهان
-6 ورود ايران به باشگاه هوا فضا
-7 سفرهاي استاني ، نشاط بي نظير دولت نهم، افزايش سرمايه اجتماعي و ركورد نامه نگاري با دولت
-8 ثبت بيش از 20 هزار اختراع در دولت نهم و اهتمام ويژه نسبت به علم و فناوري
9 - ارتقاي و جهش 10 پله اي شاخص توسعه انساني در كشور
-10 ارتقاي امنيت اجتماعي و مبارزه با بي بندوباري و جرايم اجتماعي
-11 تقويت بدون هياهو و جنجال بسترهاي مدني در ايران (سازمانهاي مردم نهاد، احزاب، انجمنها ، اتحاديه هاو...)
-12 استقبال از انتقادات سازنده به منظور هم افزايي براي اداره كشور
-13 بيمه درمان و اجتماعي روستاييان و عشاير
14 - مهار بحران مسكن با طرح مسكن مهر و اهتمام به مسكن روستاييان
15 - واگذاري بخشي از سهام بنگاههاي اقتصادي قابل واگذاري دولتي به مردم در قالب سهام عدالت
-16 كاهش نرخ سود بانك ها و توسعه صندوق هاي قرض الحسنه
-17 افزايش دايري تلفن ثابت به بيش از 23 ميليون شماره و به روزرساني واگذاري آن در كشور، دايري بيش از 34 ميليون تلفن همراه، ارتباط دهي به بيش از 52 هزار روستا و...
-18 ساده زيستي دولتمردان بخصوص دكتر احمدي نژاد
-19 ارتقاي سطح درآمدي معلمان، اساتيددانشگاه، بازنشستگان و اجراي مرحله اي قانون مديريت خدمات كشوري
20 - عضويت در باشگاه 12 كشور صادركننده گندم در جهان
و موارد ديگري نظير خودكفايي در توليد سيمان، خودكفايي در فولاد، توسعه فعاليت هاي آب و فاضلاب، جلوگيري از روند تخريب جنگلها در كشور، كارآمدي در سياست خارجي، توسعه صددرصدي ظرفيت آلومينيوم كشور، دوبرابر شدن توليد زغال سنگ و..
روزنامه رسالت


نويسنده : حسن التل شهيد صدر از بارزترين چهره هايى كه اسلام را از جهت فكرى و روش سلوك تكان داد و در راه استعلاء و بسط آن تمام آنچه در وجود داشت را فدا نمود. وى مبارزه را از درون اسلام ، در كشف معايب و گرفتاريهايى كه جهان اسلام با آن مواجه بود، آغلز نمود، همانند مبارزه با وعاظ و مداحان پادشاهان كه رضايت حكام را بر دعوت اسلامى ترجيح مى دادند. اين حركت و فساد آنقدر ادامه يافت كه در موسسات دينى رسمى به اشكال مختلف نفوذ نمود.

اولين چيزى كه شهيد صدر به آن تكيه نمود، پايه ها و اساس سلوك اسلامى بود كه اين حقيقت در شخصيت وى در ابعاد مختلف دعوت بسوى حركت و رهبرى و تفكر جمع گرديده بود. لذا وى به روش دفاعى براى حفظ اسلام اكتفاء ننمود و از اين حالت خارج و به مبارزه طلبى زبانى ، فكرى روى آورد و نشاط اسلامى را از خندق دفاع به سوى درگيرى رو در رو و نمايان بيرون آورد، بصورتى كه انعكاس اين روش بواسطه شهيد صدر دشمنان را به حالت تدافعى و مقابله با اسلام وادرارنمود.
ادامه یادداشت...

خبرگزاري فارس:او در روز 18 ساعت كار مي كرد.مرتضي متناسب با باورهايش راه باريكي گير آورده و طبق آن حركت مي كرد هيچ وقت آدم ابتر نمي شد. مرتضي متناسب با باورهايش هدفي را پيدا كرده بود كه اگر هزار سال هم عمر مي كرد روزي 18 ساعت كار مي كرد.

«محمد علي فارسي» سازنده آثاري همچون قصه هاي جنگ، مهاجران، حقيقت گمشده، خلوت دل، عشايرعرب، سرزمين نخبگان و... است. او از جمله افرادي است كه در سري دوم ساخت روايت فتح و چند مستند ديگر در كنار «شهيدآويني» مشغول به فعاليت بوده است. در اين گفتگو سعي شده است خاطرات ايشان با آن شهيد بزرگوار و همچنين ديدگاه هاي «سيد مرتضي آويني» پيرامون سينما را بررسي كنيم.
ادامه یادداشت...

سید احمد خمینی...
![]()
شریعتمداری به ساواک: کنترل احمد خمینی را می توانم تقبل نمایم..
وقتی خبر زندان احمد به امام رسید، گفته بودند «بگذارید در زندان باشد و پخته شود»گزارشی هم از ملاقات شریعتی و سید احمد خمینی و شهيد مفتح و شهید بهشتی در خانه مرحوم مانیان هست که در آنجا شریعتی نسبت مقالات کیهان را به خود انکار میکند:نه تنها این مقالات از من نیست بلکه این سؤال را برای خود اهانت میدانم
ادامه یادداشت...

هو الرفیق الاعلی
و ما تدری نفس ماذا تکسب غدا و ما تدری نفس بای ارض تموت
ان الله علیم خبیر
ادامه یادداشت...











